چرا نبود اجماع بر سر تعیین سقف تولید در وین مهم نبود؟

نشست تکراری روز پنجشنبه اوپک، بر خلاف نشستهای پر سر و صدای سالهای دور، بیشتر شبیه یک اتفاق بی سر و صدا بود، و این مسئله پرسشهایی را درباره کارآمدی این سازمان در آینده بر می انگیزد.
برای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) تاریخ تغییر کرده است. چندسال پیش هرکدام از نشستهای سالی دوبار این سازمان در وین نمایشگاهی از قدرت اقتصادی بودی که سبب دیکته شدن سیاستهای جدید به بازارهای نفت می شد اما نشست تکراری روز پنجشنبه (١٣ خردادماه) این سازمان بیشتر شبیه یک اتفاق بی سر و صدا بود، بویژه با شکست اعضا برای تعیین سقفی برای تولید اعضا یا هراقدام دیگری که اختلافات طولانی مدت درون اوپک را تسکین دهد.

به گزارش پایگاه اطلاعات و فن آوری فراساحل به نقل از شانا، این درحالی است که به نظر می رسد قیمت نفت در حال تثبیت است، قیمت از زمان تجربه حضیض خود در ماه ژانویه تاکنون حدود ٨٠ درصد بازیابی شده و حدود ۵٠ دلار به ازای هربشکه پرسه می زند. مازاد عرضه نفت در بازار درحال کاهش یافتن است و مجموعه ای از هر دو این عوامل تاحدودی فشارها را از روی دوش اعضای اوپک بر می دارد، اما باوجود همه این مسائل نمی توان حقیقت را نادیده گرفت.

کاهش اخیر عرضه نفت را باید به عواملی خارج از اوپک مربوط دانست. رخدادهایی مانند کاهش تولید نفت در کانادا، تحرکات نظامی در نیجریه و بحران اقتصادی و سیاسی در ونزوئلا. حداقل برخی از این عوامل تغییر خواهند کرد؛ همانطور که الوخیو دل پینو، وزیر نفت ونزوئلا اعلام کرده است هم اکنون بیش از سه میلیارد بشکه نفت به دلیل چنین عواملی خارج از بازار هستند. وقتی این بشکه ها به بازار برگردند، بی ثباتی هم باز خواهد گشت.

این واقعیت نیز پابرجاست که ایران، که چندان از ایده طرح فریز نفتی در شرایط کنونی استقبال نکرده بود، هنوز به حداکثر ظرفیت تولید نفت خود نرسیده است و این کشور همه جور سیگنالهای لازم را به بازار داده است که تا زمان دستیابی به سطوح تولید نفت پیش از تحریمها به راه خود ادامه خواهد داد.

نبود توازن میان عرضه و تقاضا به طور طبیعی ناشی از سه عامل است، عامل نخست انقلاب نفت شیل آمریکاست. غول چراغ جادویی که به این راحتی به درون چراغ خود بر نمی گردد. از طرف دیگر بخش عمده ای از سقوط قیمت نفت ناشی از اقدامهای قدرتمندترین عضو اوپک یعنی عربستان سعودی است که مدعی بود سعی می کند با تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا مبارزه کند، به نحوی که قیمت نفت به جایی برسد که تولید نفت گران را غیرقابل توجیه کند. اقدامی که تاحدودی هم نتیجه بخش بود و براساس برخی برآوردها، بالغ بر ٧٧ درصد تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا شدیدا متضرر شده اند. براساس تحلیلهای متعدد نبرد اخیر نفتی درحقیقت شرایط تولید نفت در آمریکای شمالی را دشوارتر کرده است.

با این حال، حتی اگه شرایط تولید نفت این منطقه از حالت توجیه پذیر خارج شود، این شرایط نیز موقت خواهد بود، تولیدکنندگان بزرگ نفت در آمریکا هنوز سر جای خود باقی مانده اند و قانون بنیادی عرضه و تقاضا تعیین می کند که اگر قیمت نفت در سطح مشخصی قرار گیرد، شرکتهای آمریکایی تولید نفت شیل دوباره شیرهای تولید بیشتر را باز کنند. برخی تولیدکنندگان نفت شیل معتقدند که قیمت ۵٠ دلاری هر بشکه نفت هم برای این که آنها را به تولید دوباره نفت قانع کند کافی به نظر می رسد.

عامل دوم شکافهای اقتصادی و ژئواستراتژیک درون خود اوپک است. رقابت میان عربستان و ایران حالت نامطلوبی به ظاهر متحد اوپک داده است. سیاستهای نفتی ٢ کشور ادامه رقابتشان در زمینه های دیگر ارزیابی می شود. شاید به همین دلیل باشد که ریاض در ماه آوریل توافق برای اجرای طرح فریز نفتی را با شکست روبرو کرد. شکافهای اقتصادی اعضا نیز به همین نسبت مخرب هستند؛ عربستان سعودی نسبتا درحال تجربه فشارهای ناشی از قیمتهای پایین نفت است. آوریل پانزدهمین ماه پیاپی بود که که داراییهای خارجی این کشور کاهش یافت و به پایین ترین سطح چهارسال اخیر رسید. کسری بودجه این کشور نیز درحال افزایش پیدا کردن است. اما قدرت اقتصادی عربستان به این کشور اجازه میدهد که این ضربه ها را تحمل کند و بازی بلندمدت خود را پیش ببرد. اتفاقی که برای سایر اعضای اوپک که اقتصاد ضعیف تری دارند مثل ونزوئلا و نیجریه امکان پذیر نیست. تفاوتهایی که سبب ایجاد اختلاف در اوپک می شود و امکان اتخاذ تصمیمهای واحد را کمتر می کند. اتفاق که سرانجام به معنی کاهش شانس تاثیرگذاری برای بالا بردن قیمتهاست.

عامل سوم، رشد پایین اقتصادی و تقاضای ضعیف نفت در جهان – تنها زمینه ای است که تاحدودی خیال اوپک آن جا راحت تر است.

گزارش آژانس بین المللی انرژی از بازار نفت ماه گذشته منتشر شد و حاکی از آن بود که تقاضای جهانی نفت در سه ماه اول ٢٠١۶ معادل ١,۴ میلیون بشکه نسبت به مدت مشابه پارسال رشد داشته است، همچنین پیش بینی شده است که تفاوت میان عرضه و تقاضا به تنها ٢٠٠ هزار بشکه در روز می رسد. رقمی که در سال گذشته معادل ١.٣ میلیون بشکه در روز بود. این گزارش اما اطلاعاتی حاوی دشواریهای مسیر هم دارد، به طور مثال این که تمرکز رشد تقاضا در کشورهایی مانند آمریکا و هند کمکی به وضع موجود نمی کند و برای ایجاد توازن مناسب در زمینه تقاضا، نیاز به رشد تقاضا در اروپا، آسیا و آمریکای لاتین احساس می شود.،مشخص نیست که چنین اتفاقی چه زمانی رخ می دهد.

همه اینها به یک سئوال ختم می شود: اگر اوپک در دستیابی به آن چه اعضای این سازمان نیاز دارند موفق نباشد، تا چه زمانی حضور اوپک توجیه پذیر خواهد بود؟

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.