۳۰ مرداد, ۱۳۹۶

ایران، محور اصلی طرح‌های پیشبرد منطقه خلیج فارس

ایران ایران، محور اصلی طرح‌های پیشبرد منطقه خلیج فارس offshore231 765x510

علی بهواد، پژوهشگر مسائل اقتصادی، سوابق علمی و تجربی گسترده‌ای در زمینۀ بررسی صنعت نفت و مسائل پیرامون آن از جمله درآمدهای نفتی دارد. بهواد معتقد است اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در حوزۀ خلیج فارس به کمک درآمدهای نفتی در این سال‌ها می‌باید به رشد و توسعۀ اقتصادی بیشتری دست پیدا می کردند اما همچنان فاصلۀ بسیاری با صنعتی شدن، دارند.
این پژوهشگر اقتصادی با پیشنهاد طرح ادپ، سازمان مسئول همکاری اقتصادی میان کشورهای اوپک حوزه خلیج فارس (Organization of development of economy by petroleum)، درصدد است تا با ایجاد راهبرد مشترک، اقتصاد کشورهای حاشیۀ خلیج فارس را شکوفا و خودجوش کند و خاصیت رقابتی به تولید آنها بخشد، همچنین زمینه‌ای فراهم کند تا با گره زدن سرنوشت آنها به یکدیگر، صلح در منطقه ایجاد شود و به این ترتیب مانع عمده توسعۀ اقتصادی منطقه رفع و یک راهبرد نفت مشترک اعمال شود.

برای پرسش نخست مایلم از چرایی شکل‌گیری ادپ بپرسم و این‌که چگونه به ایدۀ ادپ رسیدید؟

بنده کارشناس وزارت امور اقتصادی و دارایی بودم و زمانی‌که تحصیلم به پایان رسید، بیشتر در زمینه همکاری‌های منطقه‌ای مطالعه می‌کردم اما همزمان با افرایش قیمت نفت و تاثیر درآمدهای نفتی بر کشورهای عضو اوپک، به سمت مسائل نفتی سوق پیدا کردم و نظریه ای هم درباره «تثبیت و تنظیم قیمت نفت» به گونه‌ای که امکان پیش‌بینی قیمت نفت فراهم شود، نوشتم. در خلال بررسی‌ها به این نکته رسیدم که اوپک، درآمدهای فوق‌العاده‎ای را به وجود آورده، اما تنها برخورداری از درآمدهای نفتی برای توسعه اقتصادی کافی نیست و راه‌های دیگری برای رسیدن به این هدف لازم است.
 با توجه به بررسی‌های شما، دلیل نبود توفیق اوپک در تحقق اهداف مورد نظرش چه بود؟

با جمع‌بندی تحقیقاتم در مدت ٢٠ سال (حدفاصل سال‌های ١٩٧٣ تا ١٩٩٣)، به این نتیجه رسیدم درآمد کشورهای اوپک حدود ٢٨٠٠ میلیارد دلار بود که در این‌باره سه سناریو مطرح کردم.
نخست آن‌که سازمان کشورهای صادرکنندۀ نفت وجود نداشت و قیمت نفت به همان روال پیشین افزایش می یافت. در آن صورت درآمدهای نفتی در حدود ٨٠٠ میلیارد دلار می‌شد که این روند افزایشی با توجه به نرخ تورم و تنزل ارزش پول، می‌توانست تا حدود ١٢٠٠ میلیارد دلار افزایش پیدا کند.

این تغییر و تحول با توجه به سناریوی دوم ٢٠٠٠ میلیارد دلار و با توجه به سناریوی سوم در حدود ١٢٠٠ میلیارد درآمد اضافی است که اوپک برای کشورهای عضو به وجود آورده و با احتساب نرخ تورم، این ٢ هزار میلیارد به چهار هزار میلیارد دلار افزایش می‎یابد. ولی بحث اصلی آن است که با چرا با این حجم از درآمد این کشورها از مرحلۀ در حال توسعه به توسعه یافته نرسیدند. در حالی‌که در همین مدت کشورهای جنوب شرق آسیا، بدون درآمد نفتی موفق شدند که خودشان را در گروه کشورهای صنعتی قرار دهند.

البته علت این عقب ماندگی اسراف و تبذیر نبود و می‌توان دو عامل برای این امر در نظر گرفت:
نخست تجاوز و حملۀ گروه‌های پرجمعیت اوپک نسبت به گروه‌های کم جمیعت و دارای منابع زیاد که این امر به افزایش هزینۀ نظامی کشورهای اوپک منتهی شد. دوم اینکه بخشی از این درآمدها به جای سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی به هزینه‌های جنگی اختصاص پیدا کرد و این باعث ایجاد استوک بزرگ اسلحه شد و همین عامل نیز انگیزۀ دیگری برای آغاز جنگ بود. به‌عبارتی قسمتی از درآمدهای نفتی برای اهداف جنگی و بخشی هم به دلیل تخریب سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی ناشی از جنگ از میان رفت. به گونه‌ای که کشوری همانند کویت که درآمدهای سرمایه‌گذاری در خارج از کشورش تقریبا معادل با درآمدهای نفتی شده بود، از این درآمد محروم شد و کشور عراق به مرحلۀ ورشکستگی اقتصادی رسید.

راه‌حل پیشنهادی شما در این باره چیست؟

ابتدا بگویم که نمی‌شود نقش قدرت‌های بزرگ را در ایجاد این‌گونه تنش‌ها و اختلافات نادیده گرفت. کشورهای توسعه یافته وقتی با اتحاد کشورهای عضو اوپک مواجه شدند و با صیادت بازار نفت مواجه شدند، سعی کردند تا اختلاف و تمایز میان آنها ایجاد کنند و زمینه ای فراهم کردند که کشورهای پرجمعیت که احتیاج به منابع ارزی داشتند، به کشورهای کوچک عضو اوپک حمله کنند و در قبال این تجاوز هم سکوت کردند.
همانند حملۀ عراق به کویت که با اینکه آمریکا از حملۀ عراق به کویت مطلع بود، تا زمان حمله مداخله نکرد و دلیل این تاخیر هم مشخص شدن غالب و مغلوب بود تا بتواند مغلوب را به سوی خودش بکشد و تحت حمایت خودش قرار دهد.

از این طریق کشورهای در حال توسعۀ جنوب ایران تحت حمایت آمریکا قرار گرفتند و از سیاست مستقل نفتی محروم شدند و درباره هزینه‌های نظامی، خرید اسلحه و حتی مسائل مرتبط با قیمت نفت از آمریکا پیروی کردند که البته وقتی کشوری ضعیف مورد حمله کشوری قوی قرار می‌گیرد، به این راهکار روی می‌آورد.

این اقدام کشورهای پر جمعیت اوپک که زمینه اختلاف ایجاد کرد سبب شد تا اوپک یک دوره طلایی را از دست بدهد. زیرا از سال ١٩٧٣ که قیمت نفت افزایش پیدا کرد، عملا رقیبی برای اعتراض به این افزایش قیمت وجود نداشت و منابع نفتی دیگری هم برای بهره‌برداری وجود نداشت. زیرا از اکتشاف تا بهره‌برداری هر منبع نفتی ١٠ سال زمان لازم است که در این مدت اوپک می‌توانست قیمت مدنظر خود را در بازار نفت تثبیت کند، اما متاسفانه بیشتر درگیر خرید اسلحه و جنگ بود.

اما با این حال اوپک به توفیقاتی هم دست یافته است.

بله. یکی از این توفیق‌ها این بود که توانست حق سهم کشورهای در حال توسعه را در زمینه درآمدهای نفتی، افزایش دهد. همچنین به استقلال صنایع نفتی کشورهای عضو و ملی کردن نفت در کشورهای اوپک که از ایران شروع شد و به کشورهای دیگر تسری پیدا کرد، کمک کرد.
البته یکی از سیاست‌ و روش‌های اوپک این بود که از خواسته‌های یک دولت حمایت می‌کرد و از دیگر کشورهای می‌خواست که همزمان خواسته‌ای را از کمپانی‌ها نخواهند و پس از اینکه خواسته تامین شد، درصدد تسری خواسته و یکسان‌سازی برای همۀ کشورهای عضو باشند. به عبارتی ابتدا یک حقی برای یک کشور ثابت شود، سپس نظیر این حق برای سایر کشورها اعمال شود. منتهی یک قسمتی از عدم موفقیت ناشی از به اتمام رسیدن رسالت‌های اوپک است. چون دیگر کمپانی‌های نفتی وجود ندارند و همه کشورها مالک و صاحب منابع نفتی خودشان هستند، صنعت نفت ملی دارند و شرکت‌های موجود، عامل هستند.

اما سرانجام به علت اختلاف استراتژی بین دو دسته از کشورهای عضو اعم از پرجمعیت و کم جمیعت، موفق نشدند که به یک سیاست واحد در قیمت نفت دست یابند. دستۀ نخست یعنی کشورهای کم جمعیت همچون عربستان، قطر و کویت که منابع نفتی زیادی دارند علاقه‌مندند که قیمت نفت پایین باشد تا بتوانند هر چه ممکن است بفروشند و دیگران که حتی نتوانند نفت خود را استخراج کنند، زیرا هزینه نفتی دیگر حوزه‌های نفتی بسیار بالاتر از خاورمیانه است.

کشورهای دوم که جمعیت زیادی دارند به صیانت منابع برای آیندگان و همچنین توسعه اقتصادی خود توجه دارند و معتقدند که اگر بخواهیم با شما هم پیمان بشویم و پیروی کنیم، منابع نفتی ما نسبت به منابع شما بسیار کم است و این ازدیاد برداشت با قیمت پایین منجر به از بین رفتن منابع نفتی می‌شود. به این علت این قبیل کشورها راهبردهای مختلفی دارند که در این بحث یک راهبرد مشترک برای دو گروه در نظر گرفتیم که این راهبرد تنها نفتی نیست و متکی بر توسعه اقتصادی است که نفت را هم شامل می شود.
در واقع منظور این بود که اختلاف میان این کشورها را بطور ریشه ای از میان ببریم. به گونه‌ای که آرمان این دو گروه را به هم نزدیک کنیم تا احساس کنند که ترقی یکی از کشورها به ترقی خودشان منجر خواهد شد.

و این نزدیکی کشورها بر چه اساسی ایجاد خواهد شد؟

این‌گونه که در افق منطقه‌ای همه کشورهای عضو اوپک، در هر رشتۀ نفتی، شرکت‌های بزرگی به‌جای شرکت‌های خصوصی تاسیس شود. در این صورت نفعی که ایجاد می‌شود به همه کشورهای حوزه خلیج فارس می‌رسد و این کشورها احساس می کنند که از نقطه نظر منافع، تضادی با یکدیگر ندارند و آن وقت می توانیم برای تاسیس ادپ اقدام کنیم.
به نظر شما با توجه به شرایط سیاسی موجود در منطقه خلیج فارس تا چه اندازه ممکن است همگرایی میان کشورهای این حوزه ایجاد شود؟

من فکر می‌کنم که این کار، راحت نیست اما غیرممکن هم نیست. باید سعی کنیم که افکار عمومی در حوزه خلیج فارس را متوجه این حقیقت کنیم که اگر اختلافی از نقطه نظر نژادی، مذهبی و اقتصادی بین این کشورها هست که هر روز هم گسترش پیدا می‌کند، به دلیل منافع خارجی‌هاست. به همین دلیل همواره تلاش می‌کنند وجوه افتراقی بین این کشورها ایجاد ‌کنند و آن را توسعه ‌دهند تا این دو دسته از هم جدا شوند.
زیرا اگر این دو دسته متحد شوند یک سیاست نفتی متحدی به وجود می‌آید که می‌توانند از این طریق منافع نفتی خودشان را حفظ کنند. به عبارتی ادپ، برنامه‌ای برای توسعه اقتصادی است که در صورت عملی شدن این امکان را ایجاد می کند که کشورهای حاشیه خلیج فارس بتوانند اجناس خود را با قیمت بالاتری به دیگر کشورها بفروشند. از طرفی از نقطه نظر اسلامی هم صحیح نیست که عرب و عجم با یکدیگر مخالفت داشته باشند.

من در طرح پیشنهادی خودم دو صحنه را کامل توضیح داده‌ام. یکی دورنما و نتیجۀ عدم تفاهم بین اعضا و کشورهای یک منطقه از نظر اقتصادی و ایدئولوژیکی بویژه در کشورهای خاورمیانه و سواحل خلیج فارس جز بدبختی، فشار و ویرانی هیچ ندارد و دوم تفاهم و همکاری اقتصادی بین کشورهای عضو یک منطقه مثل اتحادیۀ کشورهای جنوب شرق آسیا (آ سه آن) که سبب شده است تا با کمک همکاری‌های متقابل و بدون نفت، بالاترین رشد اقتصادی را در دنیا داشته باشند و به مرحله‌ای از توسعۀ اقتصادی برسند.

حالا از میان این دو شرایطی که ترسیم شد، کدام یک را می پسندید؟

اگرچه نباید نقشی را که دیگر کشورها برای ایران پس از انقلاب در نظر گرفتند، نادیده بگیریم؛ کشورهایی که انقلاب ایران را به عنوان عامل فساد و کشمکش در منطقه معرفی کردند، در صورتی‌که ایران از زمان انقلاب به هیچ یک از کشورهای حوزه خلیج فارس حمله نکرد بلکه مورد حمله قرار گرفت. ایران بعد از انقلاب به صلح احتیاج داشت تا این‌که بنای مورد نظر خود را بسازد و قصد تخریب بنای دیگران نداشت.
بر این اساس شما فرض را بر این قرار دادید که برای شکل گیری ادپ، کشورها در جایگاه یکسان قرار گیرند و این فرادستی و فرو دستی کنار گذاشته شود تا کشورها به دنبال منافع مشترک باشند؟

بله.
و در ساختاری که برای ادپ طراحی کردید برای ایران چه جایگاهی در نظر گرفتید؟

ابتدا باید به این نکته اشاره کنم در طراحی ساختار ادپ تقریبا همه سازمان‌های همکاری که در دنیا وجود دارد و به موفقیت رسیده اند بویژه اتحادیه اروپا که دارای ظرافت فوق العاده‌ای است را بررسی و در طراحی ساختار ادپ از آنها استفاده کردیم.
در همین حال تلاش کردیم تا اشتباهاتی که در آنها وجود دارد را دوباره تکرار نکنیم. درباره جایگاه ایران باید اشاره کنم که این کشور می‌تواند نقش داور را در ادپ ایفا کند. چون تنها دو کشور حوزه خلیج فارس پرجمعیت و مابقی جزو کشورهای ضعیف محسوب می‌شوند و فرض کنید که اگر ایران نباشد، تعادل قوا میان این کشورها از بین می‌رود. به هرحال ایران می‌تواند نقش حاکمیت را به خوبی ایفا کند و صلح را در منطقه برقرار کند.

من طرح شما را که خواندم نظام پیشنهادی‌ خود را بر اساس اوپک ترسیم کرده بودید. به همین جهت این پرسش برایم ایجاد شد که مناسبات بین اوپک و ادپ را چگونه ارزیابی می کنید؟

می دانیم که هم اکنون در میان دو دسته از کشورهای عضو اوپک اجماع نظر وجود ندارد. به همین علت باید مناسبات ادپ را به گونه‌ای طراحی کنیم که مورد موافقت هر دو گروه قرار گیرد. به همین دلیل پیشنهاد کردیم که دبیرکل اوپک، مسئولیت ادپ را برعهده گیرد. زیرا دبیرکل اوپک برمبنای نظر هر دو دسته انتخاب شده و مورد توافق هر دو گروه است و باید از این نقطه توافق استفاده کنیم تا دیگر بحثی نباشد.
دوم اینکه بزرگترین اختلافی که در سازمانهای منطقه‌ای به وجود می آید در زمینه هزینه‌های تولید است که مورد قبول همه اعضا قرار نمی‌گیرد. پس برای رهایی ادپ از این مشکل دو راه حل در نظر گرفته شده که نخست شورای وزیران ادپ با کمک کمیتۀ اقتصادی برنامه‌های کشورهای عضو ادپ را بررسی کنند و مقدار بودجه را پیش بینی کنند. سپس اعضای شورای وزیران درصدی از درآمدهای نفتی را برای اجرای پروژه‌ها بر مبنای نفت در نظر بگیرد. به عنوان مثال مشخص کنند از ۵٠ میلیون بشکه نفت که اوپک صادر می‌کند سه میلیون بشکه در روز، به ادپ اختصاص پیدا کند که به مرور زمان نیز افزایش یابد. ادپ هم از یک سازمان تجاری برای فروش این میزان نفت برخوردار باشد تا این درآمد نفتی را در صندوق متعلق به این سازمان نگهداری کند.

بر این اساس ادپ از ابتدا یک استقلال مالی پیدا می‌کند که همه کشورهای عضو را شامل می شود همانند اتحادیه ذغال و فولاد در اروپا که کشورهای مخالف را نیز متحد کرد به همین دلیل انتظار داریم که به کمک ادپ بتوانیم صلح و رشد اقتصادی در منطقه حکمفرما شود.

معیار خاصی هم برای تولید ادپ در نظر گرفتید؟
ادپ به عنوان یک سازمان مشترک منطقه‌ای تمامی سازمان‌های کوچک را ادغام می‌کند، سپس براساس نیازهای منطقه، سطح تولید را مشخص می‌کند و چون یک موسسه است که بر مجموع تقاضاهای این کشورها نظارت دارد، براساس مجموع تقاضا، تولید را مشخص و رشد می‌دهد.

پس با این شرایط میزان تولید نفت در ادپ متفاوت است مثل شرایطی که هم اکنون در اوپک وجود دارد.
بله. منتها اوپک می‌توانست درآمدهای بسیاری را به دست بیاورد که برای وارد شدن به وضع توسعه اقتصادی کفایت می‌کرد اما با این حال هنوز این شانس را از دست نداده است.

پس شما هنوز نسبت به کارایی اوپک خوش‌بینید. این را از این جهت عرض می‌کنم که برخی‌ها از اتمام نقش سنتی اوپک به عنوان تنظیم‌کننده بازار حکایت می‌کنند.

با این شرایط ارزیابی شما از آینده این سازمان چیست؟
بله خوش‌بینم. چون براساس بررسی‌های انجام شده با وجود گسترش دیگر منابع انرژی همچنان تقاضای نفت وجود دارد. همچنین در آینده کشورهای توسعه یافته مثل نروژ، انگلیس و یا آمریکا نفت نخواهند داشت. بنابراین بار دیگر حاکمیت نفت به اوپک باز خواهد گشت. البته در این مورد می‌بایست از پیش آماده باشیم و با برنامه‌ریزی برای این دوران، اشتباه‌های گذشته را تکرار نکنیم. از طرفی در دوران حاضر تحول در بازار نفت شکل گرفته و توسعه گاز و بسیاری از حوزه‌های نفتی که پیش از این قابل بهره‌برداری نبودند به مرحلۀ بهره‌برداری رسیدند. همچنین این امکان به وجود آمده است که از ذخایر ماسه‌های نفتی می‌توانند نفت تولید کنند. از طرفی به دلیل افزایش جمعست، نیاز دنیا به نفت در حال افزایش است که مجموع این شرایط همچنان حاکی از نیازهای جهان به نفت است.

اجازه دهید برگردیم به مقوله ادپ. با این شرایط و با توجه به مطالبی که گفتید چه رسالتی را برای ادپ در نظر گرفته اید؟
یکی اینکه ادپ اقتصاد مریض و تزریقی به عبارتی متکی به نفت حوزه خلیج فارس که در صورت عدم وجود نفت با تحرک چندان همراه نخواهد بود را بهبود ببخشد و به اقتصاد خودکار، جوشان و پرتحرک و دارای قدرت رقابت تبدیل کند. دوم اینکه صلح را در منطقه برقرار کند.

به عبارتی ادپ ابتدا رشد اقتصادی و بهبود وضیعت زندگی برای مردم را ایجاد کند و دوم اینکه صلحی در این منطقه حکمفرما شود تا دستاوردهای ناشی از رشد و توسعه زیرساخت‌ها را تامین کند که برای هریک از موارد با توجه به تجربه‌های خارجی تدابیری در نظر گرفته شد. برای نمونه درباره خودکار و خودجوش کردن و ایجاد قدرت رقابت مهم‌ترین عامل «توسعه تولید» است که توسعه تولید هم به کمک سه عامل: سرمایه، فناوری و نیروی کار منجر می شود.
از نظر تکنولوژی پیشنهاد «لیسانس منطقه‌ای» را مطرح کردم که برای نخستین بار هم خودم در سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) عنوان کردم. در واقع منظور این است که بازار را گسترده کنیم و همه کشورهای اوپک به جای گرفتن لیسانس ساده، تحت یک لیسانس منطقه‌ای قرار می‌گیرند. چون کشورهایی که دارای اختراع هستند و قصد دارند جواز اختراع خودشان برای تولید کالا را به دیگر کشورها واگذار کنند، هرگز جواز انحصاری نخواهند داد اما با کمک لیسانس منطقه‌ای شرایطی ایجاد می‌شود تا موسسه‌های خارجی از درصدی که برای تولید در دیگر کشورها لازم است، با تکیه بر جوازی که از پیش واگذار کردند، استفاده کنند. از طرف دیگر این امر، امکان کمک‌های تکنیکی این موسسات را که به افزایش کیفیت تولید منجر می‌شود، به همراه دارد.

زیرا برای افزایش تولید باید به سه عامل توجه کنیم: قیمت کالا کاهش یابد و قابل رقابت باشد، دوم آن‌که کیفیت کالا افزایش یابد و سرانجام این‌که بازار گسترده‌تری پیدا کند.
برای کاهش قیمت کالا، تولید انبوه (mass production) پیشنهاد می‌شود. به‌گونه‌‍ای که کشورهای عضو ادپ بویژه در صنعت پتروشیمی به جای اینکه هر کدام به تنهایی یک موسسه تولیدی داشته باشند، مقیاس تولید خود را گسترده کنند که در آن صورت هزینه تولید کاهش می‌یابد. همچنین برای افزایش کیفیت بهتر است تحقیقات علمی را افزایش دهیم که مستلزم هزینه زیادی است. از این رو برای کاهش هزینه‌ها بهتر است در کنار نظام تولید یکپارچه از سازمان تحقیق مشترک نیز استفاده کنند به گونه‌ای که مراکز تحقیقاتی کشورها به یکدیگر متصل باشند و پیشرفت‌های حاصل شده به دیگران منتقل شود.

از طرفی امتیاز دیگر این منطقه هزینه پایین نیروی کار است که در پیشرفت این منطقه بسیار موثر است.

آقای دکتر تا چه اندازه درباره ادپ اطلاع رسانی‌ انجام شده است؟

یک مسئلۀ مهم آن است که من بدون اتکا به سازمان یا ارگان خاصی تلاش کردم که این پروژه مهم را که دو مسئلۀ مهم منطقه را در نظر می‌گیرد، بررسی کنم و راه حل ارائه کنم که توسعۀ اقتصادی در منطقه و ایجاد صلح برای نابود نکردن این سطح از توسعه است. منتها در ارزیابی‌های انجام شده این پروژه را بسیار سخت و سنگین دانستند.
سالهای پیش هم شخصی از سوی وزارت نفت طرح را بررسی و نقد کرد که نقد منصفانه‌ای هم بود اما در نهایت آن را عملی ندانستند. اما مسئلۀ مهم توجه به این نکته است که من از ٣٠ سال پیش که در این باره شروع به مطالعه کردم نه تنها از ارزش آن کاسته نشد بلکه افزوده شد. بنابراین این آمادگی را دارم که با توجه به مطالعاتم، طرح را عرضه کنم.

ممنونم از حوصله‌ای که به خرج دادید، اگر مطلبی باقی مانده بفرمایید.

همگی ما این رسالت را عهده داریم که ایده‌هایی را که به نظر برای تمامی گروه‌ها و افراد جامعه مفید است مطرح کنیم و در معرض نقد قرار دهیم. این روند را هم نهادینه و مردمی کنیم و رفته رفته جزو آرمان ملی قرار دهیم. زیرا وقتی مطابق آرمان ملی قرار بگیرد، پایدار باقی می‌ماند و دولت‌ها برای کسب محبوبیت سعی می‌کنند به آن آرمان خاص دست یابند تا رضایت ملت را جلب کنند. به همین جهت تلاش می کنم تا در دانشگاه‌های داخل کشور تدریس کنم و ایده‌های این چنینی را به مرور برای جوان‌ها توضیح دهم، زیرا که برای پیشرفت هر جامعه باید نسل تازه را مدنظر قرار داد.

گفتگو از: مریم حسینی‌نیا

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *